بهنام فتحنائی – دود و فولاد، این روزها برای ایران به نمادی از تابآوری بدل شده است. درست در بحبوحهای که قطعی برق و گاز، پاشنه آشیل صنایع لقب گرفته بود و دود جنگ از دو نبرد ۱۲ روزه و درگیریهای ماه رمضان به آسمان میرسید، کورههای فولاد ایران نهتنها خاموش نشدند، بلکه داغتر از قبل چرخیدند.
به گزارش رویداد شرق ، آخرین گزارش انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، خبر از یک شکست بزرگ برای تحریمها و محدودیتها میدهد. نقطه اوج این گزارش، رشد ۶.۲ درصدی تولید فولاد میانی است که سقف تولید سالانه را به ۳۲ میلیون تن رسانده. رقمی که اگر با چراغ خاموش مدیریت بحران و خودکفایی در تأمین انرژی ممکن نمیشد، اکنون نام ایران از نقشه فولادسازان بزرگ خاورمیانه خط میخورد.
تصویر زنجیره؛ ناهماهنگی پیشرونده
اما این تابآوری، زخمهای پنهانی نیز دارد. آمارها نشان میدهد زنجیره فولاد دچار یک ناهماهنگی تاریخی شده است. از یک سو، غول آهن اسفنجی با جهش خیرهکننده ۱۶ درصدی، نفسگیر ظاهر شده و از سوی دیگر، تولید گندله و کنسانتره سنگ آهن در جا زده و ثابت مانده است. این یعنی گرسنگی واحدهای احیای مستقیم برای خوراک اولیه دارد شدت میگیرد؛ هرچند به گفته تحلیلگران، تعطیلی ۱۴ میلیون تن ظرفیت آهن اسفنجی در سایه جنگ تحمیلی سوم، موقتاً این عقبماندگی را لاپوشانی کرده است.
پاشنه آشیل مقاطع طویل
داستان در بخش مقاطع طویل فولادی اما نگرانکنندهتر است. این بخش برخلاف رشد ۳.۸ درصدی شمش، با افت ۱.۱ درصدی دستوپنجه نرم میکند. پیامی روشن در این ارقام نهفته است: صنعت فولاد ایران میتواند شمش را روانه بازارهای جهانی کند، اما در تأمین میلگرد و تیرآهن مورد نیاز ساختوساز داخلی هنوز لنگ میزند. اینجاست که زنگ خطر کمبود در بازار داخل به صدا درمیآید.
خبر خوب برای صادرات
در این میان، تنها روزنه امیدِ روشن، صادرات شمش فولادی است. کارشناسان معتقدند با فعالسازی ظرفیتهای خفته شمش، نهتنها کسری مقاطع جبران میشود، بلکه میتوان در بازارهای صادراتی، دلارهای بیشتری را به چنگ آورد.
صنعت فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ ثابت کرد در میانه آتش و خاموشی نیز قد خم نمیکند. اما این قامت استوار، شکستگیهایی دارد: بیمواد اولیه ماندن حلقههای میانی، غفلت از بازار مقاطع طویل، و زخمِ زیر پوست اسلب که نیازمند جراحی فوریِ سیاستی برای بینیازی از واردات است. این نبرد اقتصادی، هنوز به پایان نرسیده است.







