تنگه هرمز، باریکترین و استراتژیکترین گذرگاه دریایی جهان، نه تنها به عنوان شریان حیاتی تجارت جهانی شناخته میشود، بلکه به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک تبدیل شده است. این تنگه که روزانه بیش از یکپنجم نفت جهانی از آن عبور میکند، همواره تحت تأثیر رقابت قدرتهای بزرگ و منازعات منطقهای قرار داشته است. در هفتههای اخیر، تنشها حول محور کنترل و امنیت این آبراه حیاتی افزایش یافته، به ویژه پس از آنکه ایالات متحده اقدام به تشکیل ائتلافی یکجانبه تحت عنوان ائتلاف اسکورت کرد.
این اقدام بدون کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل متحد صورت گرفت و با واکنشهای منفی قدرتهای جهانی مانند چین و روسیه روبرو شد، به طوری که این دو کشور با استفاده از حق وتو، پیشنویس قطعنامه مرتبط با تنگه هرمز را که بحرین با رهبری آمریکا پیشنهاد داده بود در شورای امنیت مسدود کردند. پاکستان و کلمبیا نیز با خودداری از رایگیری، عدم حمایت خود را از این طرح نشان دادند. این رویدادها نشان میدهد که جامعه جهانی دیگر تمایلی به پذیرش اقدامات یکجانبه و فراتر از چارچوبهای حقوقی بینالمللی ندارد.
ایالات متحده با طرح ائتلاف اسکورت، در واقع سعی دارد حضور نظامی خود را در منطقه تحکیم بخشد و از طریق آن، کنترل بیشتری بر جریان نفت و تجارت جهانی اعمال کند. اما این اقدام بدون در نظر گرفتن حق قانونی ایران نه تنها فاقد مشروعیت است، بلکه میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقه منجر شود. بر اساس منشور سازمان ملل متحد و کنوانسیون حقوق دریاها، هرگونه عملیات نظامی یا اسکورت دریایی در آبهای بینالمللی یا مناطق اقتصادی انحصاری کشورها، نیازمند تصویب و مجوز شورای امنیت است. بدون این مجوز، چنین اقداماتی نه تنها غیرقانونی محسوب میشوند، بلکه میتوانند به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی تفسیر شوند. مثال موفق در این زمینه، عملیات ضد دزدی دریایی در خلیج عدن است که با مجوز شورای امنیت و همکاری کشورهای مختلف از جمله چین، روسیه و حتی ایران انجام شد و توانست امنیت این منطقه را تضمین کند. اما ائتلاف اسکورت آمریکا در تنگه هرمز، فاقد چنین اجماعی است و حتی متحدان سنتی واشنگتن مانند آلمان، فرانسه و ژاپن تمایلی به پیوستن به آن نشان ندادهاند. این موضوع نشان میدهد که جهان دیگر حاضر نیست اقدامات یکجانبه و هژمونیک را بپذیرد و به سمت چندقطبی شدن پیش میرود.
چین و روسیه، دو قدرت جهانی که منافع استراتژیک و اقتصادی قابل توجهی در تنگه هرمز دارند، با وتوی پیشنویس قطعنامه مرتبط با این تنگه، مخالفت خود را با اقدامات یکجانبه آمریکا نشان دادند. چین ترجیح میدهد امنیت این منطقه از طریق مکانیسمهای چندجانبه و قانونی و تامین حقوق مشروع ایران تأمین شود. روسیه نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی در عرصه انرژی جهانی، معتقد است که هرگونه اقدام در تنگه هرمز باید در چارچوب حقوق بینالملل و با توافق همه ذینفعان صورت گیرد. این دو کشور بر این باورند که سازمان ملل باید نقش مرکزی در مدیریت بحرانهای بینالمللی ایفا کند و هیچ کشوری نباید بتواند به صورت یکجانبه اقداماتی را انجام دهد که میتواند امنیت جهانی را به خطر بیندازد.
مدیریت هوشمند تنگه هرمز توسط ایران، نقطه عطفی در بحران ژئوپلیت منطقه غرب آسیا محسوب میشود. اقدامی که نه تنها جریان نفت جهانی را با چالش جدی مواجه کرده، بلکه تعادل قدرت در منطقه را نیز بهطور بنیادی تغییر داده است. این تصمیم، که در پاسخ به فشارهای فزاینده اقتصادی و نظامی ایالات متحده و متحدانش اتخاذ شد، نشاندهنده عزم تهران برای دفاع از حریم استراتژیک خود است. با بسته شدن این تنگه، که روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت (تقریباً یکپنجم مصرف جهانی) از آن عبور میکرد، بازارهای انرژی جهان با شوک بیسابقهای روبرو شدهاند. قیمت نفت بهطور ناگهانی افزایش یافت و زنجیره تأمین جهانی دچار اختلال شد. اما فراتر از پیامدهای اقتصادی، این اقدام ایران را به یک بازیگر تعیینکننده در معادلات امنیتی منطقه تبدیل کرده است، کشوری که اکنون ثابت کرده میتواند با یک تصمیم، اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد.
مدیریت هوشمند تنگه هرمز نشان داده است که عصر هژمونی یکجانبه آمریکا در منطقه غرب آسیا به پایان رسیده است. جهان دیگر نمیپذیرد که یک کشور بهطور انفرادی تصمیمگیرنده امنیت و اقتصاد جهانی باشد. از این پس، هر راهحلی برای بحران تنگه هرمز باید چندجانبه، مبتنی بر حقوق بینالملل و با حضور همه ذینفعان باشد. اگر جامعه جهانی نتواند به چنین اجماعی برسد، خاورمیانه و اقتصاد جهانی وارد دورهای از بیثباتی طولانیمدت خواهند شد.
آنچه واضح است این است که تنگه هرمز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ بلکه به نمادی از تغییر تعادل قدرت در جهان تبدیل شده است و میتواند نقشه ژئوپلیتیک را تغییر دهد. ایران با قدرت نمایی و نبوغ سردارانش کشور را به سمت قدرت جدید سوق داد و نشان داد که سال ها به زمان و مکان فکر کرده و در دکترین دفاعی خود نقش مهمی برای آن قائل است و با تضعیف آمریکا در این جنگ تحمیلی نشان داده که قدرت یکجانبه آن دیگر کارایی ندارد و چین و روسیه فرصت یافتهاند تا نقش خود را به عنوان بازیگران کلیدی در کنار ایران و در نظم جدید جهانی تقویت کنند.نویسنده: ذبیحاله زارع_ معاون امور مجلس شورای عالی استانهای ایران







